کوثرکوثر، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 5 روز سن داره

دلبندم کوثر

شناگرحرفه ای

سلام گلم.امروز ازبس منو خندوندی گفتم بیام برای خودتم بنویسم.خیر سرمون بلند شدیم رفتیم استخر .دیگه نگم که چقدر ورجه وورجه کردی و چقدر پریدی و شیرجه زدی و شنارفتی!!! همه مونده بودن از این نترسیه تو....خلاصه اگه ترس خودم نبود الان یه شناگر ماهر بودی براخودت.تازه بعد از اینکه دوسانس کامل بودیم(3ساعت)بزور ازتو آب درآوردمت.نمیدونم دوباره ببرمت یانه!!! هیچی دیگه نذاشتی یه دقیقه بادوستام باشم...کاش میشد ازت عکس گرفت.اونم از پارک رفتنمون که جرات نداریم از اون خیابون ردشدیم.اگه به تو باشه که دوست داری هرروز بریم... فردا هم انشالله یه سرمیریم فردوس.میسپرمت دست بزرگترا تا شاید اونا بتونن اینقدر ببرنت پارک تاخسته شی!!! دوستت دارم عزیزم ...
3 ارديبهشت 1393

روزمادرمبارک

سلام گلم.دیروز که ازراه اومدی،برام این شعرو خوندی: مامان جون من   مامان زیبا  دوستت دارم من      قدیه دنیا    بهشت زیبا   تویی تو مادر    به هرکسی تو      تو مهربانتر بعدشم این کاردستی رو بهم دادی: ممنونم دخترم.خیلی دوستت دارم. حالامنم برات یه هدیه ویزه دارم،برو ادامه مطلب. گفتم برات اولین عکسایی که ازت گرفتمو بذارم.تاجفتمون حسابی ذوق کنیم:     اونموقع هیچ تصوری ازت نداشتیم گلم...دلمون خوش بود به همین عکسای سیاه و سفید و نامفهوم که تو خوبی و سالم.خداروشکر. دخترم دعای خیر...
31 فروردين 1393

از لابه لای عکسها

سلام گلم.دیروز بااینکه با محمدصدرا اینا و محمدحسین اینا رفته بودیم بیرون اما من بازم... امروز گفتم برات دوسه تا عکس از قبلا بندازم...: با عزیز و آقاجون قبل از عید: بادایی وزن دایی قبل اازعید:   شماوعلیرضا:   محرم.فردوس:   اینم اولین کاردستیت: ...
30 فروردين 1393

سال نو مبارک

سلام.به به!سال نو مبارک! صدسال به این سالا!امروز اومدم کلی تارعنکبوتای وبلاگتو گردگیری کردم! دیگه ببخشید دیگه.حسابی برای خودمون سرگرمیم!پنج شنبه جمعه ها هرچی خودمون میریم فردوس هرچی فک و فامیل میان!این اولین پنج شنبه جمعه است که نه خودمون رفتیم و نه کسی اومده.خلاصه برای عید هم برعکس بقیه همکارای بابات مااصلا استرس عیدو نداشتیم.همه ی عید در اختیارخودمون بودیم!٤روز آخرتعطیلات رو اومدیم خونه تا عمه ها و عموها و مادرجون و پدرجونت بیان. واقعاا خوش گذشت .اینجا از لحاظ سرسبزی و زیبایی واقعا کم نظیره.هواهنوز کمی خنکه.وداریم چهارفصل رو باتموم وجود احساس میکنیم....از بس این مدت همه باهم بودیم هرچندتاعکست پیش یه گروهه!همین جا و ازهمین تریبون ا...
28 فروردين 1393

بدون عنوان

سلام.ماماني.خيلي وقته نيومدم.ببخشيد .عکس خاصي هم نداشتم ازت بذارم.بااينکه دوهفته پيش مشهدبوديم.اما من...;-)خلاصه..هفته پيش هم...:-D هواهنوزم سرده.ديگه دلم واقعابراي بهارتنگ شده خيلي خب.برم وسري بعدبادست پربرگردم!
6 اسفند 1392

برف بازی

وای عزیزم...ااامروز با خانوما بساط آش رو راه انداختیم و آقایونم از سرکار اومدند رفتیم تو دل کوهها...ماشینا درست و حسابی نمیتونستند برن ولی بازم رفتیم یه جای پس و پنهون پیداکردیمو کفپوشای ماشینو سرسره.........خیلی خوب بود گلم تو هم یه دور سر خوردی بابابایی ...حیف که خیلی نتونستم عکس بگیرم جز یکی دوتا:   اینم ارتفاع:         به مامان مهدی قول دادم چندتا عکس از شهرمون بندازم:    فرماندهی انتظامی :                       اینم عکس محل کار باباییت: ...
15 بهمن 1392

غافلگیری زمستانی!

سلام دخترم .امروز دوباره زمستون مارو غافلگیر کرد، صبح پاشدیم میبینیم از شدت برف نمیشه درو باز کرد:)).ولی نکته اش اینه که ادارات تو این سوز سرما بازن طفلی بابا!!!!هنوز تو خوابی و من گفتم برم یه چند تا عکس بگیرم تا داغه:     بیدار که شدی باید بریم آدم برفی درست کنیم چون حسابی بابرفادوست شدیو دیروزم کلی برف بازی کردیم خدا کنه این نزول رحمت تو همه جای کشور باشه مخصوصامشهد... ...
15 بهمن 1392

شیرین زبون

سلام دخملم.دوباره هوا خیلی سرد شد.فکرکنم باید به این برف گاه و بیگاه عادت کنیم .امروزم خونه نشین شدیم.شبکه ی پویاتم امروزقطع بود.اومدم یه سر وبلاگت؛عکس خاصی که نداشتم گفتم بیام یکم برات از حرفای بامزه ای که میگی  بگم!!! دیروزرفتیم آبگرم.بعد داشتی میخوندی:عمو زنجیرباف...بعله/زنجیر منو بافتی؟؟؟ دیری شده!!!!!!!!! ماکه مردیم ازخنده....یا مثلا اونروز به حرفم گوش نمیدادی که لباستو عوض کنم بعد منم عصبانی شدم و اردنگی خوردی ازم...یهو برگشتی بهم گفتی مگه تو شکیبی که دعوام میکنی!!!! خلاصه زندگیمون باحضورت خیلی شیرینه..خداروشکر. چهارشنبه و5شنبه هم دایی و زندایی اینجابودن ودیگه....هیچی دیگه همین. دوستت دارم . ...
12 بهمن 1392

کادوی تولد

سلام عزیزم.امروز میخواستم یه پست بذارم برای اصطلاحاتت ولی راستش همشو یادم نبود مثلا به بچسبونم میگی بچسخونم یا اولین برفو که دیده بودی یه بار بهش میگفتی خامه یه بار صبحانه(پنیر)!یا مثلا به بریده میگی وریده!!حالا باشه برای یه وقت دیگه .فعلا عکس کادوی تولدتو برات میذارم که دیروز از سیرجان خریدیم برات عزیز دلم:             اینم مهمونات: خوب شکر خدا جهیزیه اتم کامل شد     ...
2 بهمن 1392